در موج هوش صنعتی، تجهیزات خودکار با دقت و کارایی خود در حال تغییر شکل مدل های تولیدی هستند. هسته اصلی اصل کار آن در ساختن یک سیستم-حلقه بسته از "ادراک-تصمیم-اجرا"، دستیابی به عملیات بدون سرنشین از طریق همکاری چند مرحلهای نهفته است.
لایه ادراک "پایان عصبی" تجهیزات است. حسگرهای مختلف به عنوان حواس تجهیزات عمل میکنند و دادههای محیطی را در زمان واقعی جمعآوری میکنند: حسگرهای بصری اطلاعات تصویر را ضبط میکنند، موقعیتها و عیوب قطعه کار را شناسایی میکنند. سنسورهای نیرو نیروی تماس را برای جلوگیری از آسیب اضافه بار نظارت می کنند. سنسورهای فوتوالکتریک جابجایی اجسام را ردیابی می کنند و دستورات عمل را فعال می کنند. این سیگنالهای گسسته، پس از تبدیل آنالوگ به
لایه تصمیمگیری{0}«مغز مرکزی» تجهیزات است. پس از دریافت داده های درک شده، کنترل کننده (مانند PLC یا کامپیوتر صنعتی) الگوریتم های از پیش تعیین شده یا مدل های فرآیند را برای تجزیه و تحلیل فراخوانی می کند. به عنوان مثال، در یک سناریوی مونتاژ، سیستم ابعاد قطعه کار را با پارامترهای استاندارد مقایسه می کند تا مسیر بهینه گرفتن را برنامه ریزی کند. در مرحله بازرسی، از مدلهای یادگیری ماشین برای مقایسه با کتابخانه ویژگیها برای تعیین سریع صلاحیت استفاده میکند. فرآیند تصمیمگیری{4}}باید عملکرد و قابلیت اطمینان زمان واقعی را متعادل کند، و اطمینان حاصل کند که خروجیهای فرمان الزامات فرآیند را برآورده میکنند و در عین حال متغیرهای پیشبینی نشده را نیز مدیریت میکنند.
لایه اجرا «امتداد اندام تجهیزات» است. سروو موتورها، سیلندرها، بازوهای رباتیک و سایر محرکها سیگنالهای الکتریکی را به اعمال فیزیکی تبدیل میکنند: سیستمهای سروو سرعت و گشتاور را از طریق بازخورد حلقه بسته تنظیم میکنند تا به دقت موقعیتیابی در سطح میکرون- دست یابند. اجزای پنوماتیک از هوای فشرده برای بستن یا هل دادن سریع استفاده می کنند. و بازوهای روباتیک چند محوره مسیرهای پیچیده فضایی را از طریق محاسبات سینماتیک معکوس بازتولید می کنند. نیرو، سرعت و توالی اقدامات اجرا شده به صورت پویا توسط لایه تصمیمگیری کنترل میشود و تعادل پویا از "ادراک-تنظیم-دوباره-اجرا را تشکیل میدهد."
تجهیزات مدرن خودکار بیشتر شامل طراحی ارتباطات و افزونگی میشوند: اتوبوسهای صنعتی اتصال چند{0}دستگاهی را امکانپذیر میکنند و انعطافپذیری سیستم را گسترش میدهند. مؤلفههای کلیدی از مکانیسمهای پشتیبان دوگانه استفاده میکنند تا خطر خرابی یک نقطه-را کاهش دهند. این هدف-برای{4}}پایان دادن به همکاری از کسب اطلاعات تا اجرای دقیق، نه تنها کارایی و ثبات تولید را بهبود میبخشد، بلکه صنعت تولید را به سمت "تولید هوشمند" سوق میدهد. اساساً، تجربه انسانی را به منطق ماشینی تکراری تبدیل میکند و ارزش بیشتری را از طریق تکرار و دقت آزاد میکند.

